(من فکر می کنم فردا هم رییس امر به معروف و نهی از منکر مصاحبه ای بکنند و بگویند اگر کسی بخواهد به جنگل ابر یا مناطق حساس زیست محیطی دیگر کوچکترین آسیبی برساند ما مقابلشان می ایستیم و پدرشان را در می آوریم.)
مجری گفت مساله ی اصلی این است که برگزاری سیرک در ذات خودش ضد شعارها و اهداف زیست محیطی است و برخورد با شلاق و زور با حیوانات موضوعی است که سازمان باید با آن برخورد کند حالا چگونه و چرا خود یک ساپورت کننده و حامی برگزاری سیرک است؟ خانم جوادی هم جواب داد که مردم چطور تفریح کنند؟ ما جاده نزنیم که محیط زیست خراب نشود ، سیرک برگزار نکنیم که مردم تفریح نکنند پس چکار کنیم؟ بیاییم از آن طرف لیوان نگاه کنیم (فکر می کنم منظورشان این بود که نیمه ی پر لیوان را ببینیم ) اگر مردم شرایط تفریح و خنده نداشته باشند آنوقت می نشینند در خانه و فیلمهای ناجور نگاه می کنند و ...
نکته ی جالب دیگری که در صحبتهای خانم جوادی قابل تامل بود این بود که ایشان سعی و تلاش عجیبی می کرد تا پارک پردیسان را بی اهمیت جلوه دهد و بگوید که این پارک یک محیط معمولی است. گویا ایشان این پارک را نماد فعالیتهای دولت قبل و خانم ابتکار می دانند و از همین روست که خیابان گفت و گوی تمدن ها و درخت های کشورهای مختلف را در آنجا در بدو ورود از بین بردند.
درضمن خانم جوادی خبر داد که هنوز سه روز از ورود برگزار کنندگان سیرک نگذشته که فیلشان مرد .
پیوست احساسی : میبینید چگونه سلطان داستانهای کودکی ما را تحقیر می کنند ؟ شلاق به دست می گیرند و شیرها و ببر ها را می رقصانند تا مردم به آنها بخندند! آن هم کجا ؟ در قلب سازمان محیط زیست ایران! آن هم کی ؟ درست در زمان اقتدار دولت نهم . امروز تیتری در روزنامه ی فرهنگ آشتی خورد که خیلی جذاب بود : شیرها زیر شلاق پردیسان !
