تبليغاتX
نوشته های بهزاد افشاری
خیابان ردلایت در آمستردام نیازی به معرفی ندارد. مالکان این سرزمین همواره به خاطر این خیابان مشهور ، شهره اند به فساد اخلاقی و بی بند و باری و هزار کوفت و زهره مار دیگر. مردمانی که تا آن حد برهنگی و تجارت سکس را در میان خود پذیرفته اند چگونه می توانند سرشان در میان ملت های پاکدامن و محجبه بلند کنند؟ ملت هایی که شعار اخلاق گرایی و دینمداریشان گوش دنیا را کر کرده است  آیا سرافرازتر از مالکان خیابان ردلایت هستند؟

تیم های ملی همواره نمادی از ملت های خود هستند.تیم های عصبی، تیم های آرام، تیم های تهاجمی، تیم های دفاعی، تیم های مکانیکی و تیم های احساسی هر کدام به گونه ای فرهنگ مردمان خویش را برای جهانیان به نمایش می گذارند. تیم های جر زن هم از ملت های جر زن بر می خیزند. مثلا اعتراض به داور و نارضایتی از نوع داوری نماد ملت ایران است. وقت کشی و جر زنی هم نماد ملت های عرب است و...

اخلاق گرایی اما چگونه می توانست نماد ملت هلند شود؟ هلند با کمی اهمال و سستی قادر بود به تیم نه چندان ضعیف رومانی ببازد یا حتی با آن مساوی کند تا از شر تیم های ایتالیا و فرانسه خلاص شود و با خیالی راحت به دور بعدی صعود کند. اما مردانه و محکم بازی کرد و جنگید و برد. فکر نمی کنم کسی گاوبندی اعراب را برای حذف ایران فراموش کرده باشد. تیم هایی که در موقعیت هلند باشند و ببرند زیاد نیستند و این نگاه و مردانگی هلندی ها قابل ستایش است.گمانم این بود که پس از بازی جوانمردانه ی هلند در برابر رومانی اینترنت از حجم مطالب ستایش برانگیز می ترکد.اما فکر نمی کنم حتی یک مطلب هم در اینباره نوشته شده باشد چه رسد به آنکه ترکیدنی در کار باشد.

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 1:37 |
زمانی که گروهی سرمست و خرسند از اتفاقات رخ داده برای عطاالله مهاجرانی استقبال کردند و هر روز خبر جدیدی را در مورد مسایل جنسی و خصوصی او برملا می ساختند شاید هرگز فکر نمی کردند که روزی بند شلوار عده ای از گروه خودشان هم شل شود و مسایل جنسی بعضی ها بشود وجه المنازعه ی اصلاح طلبان و اصولگرایان. این کار واقعا مذموم است. احزاب و گروهها نباید هرگز از بی اخلاقی هایی اینچنین استقبال کنند. جهان در سیطره ی کابوس ها و رویاهای جنسی سرگردان و مضطرب و عرق کرده است و رسانه ای شدن اینگونه مسایل تنها به انحطاط و سقوط بشر به پرتگاه بی قیدی و بی مبالاتی می انجامد. می گویند خداوند ستار العیوب است پس چگونه است بندگان او ، ستار الحسن و عیان کننده ی عیب ها شده اند ؟ 
+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 20:45 |
حبیب کاشانی مدیر عامل باشگاه پرسپولیس به یکی از دوستانش گفته است که به خاطر پیچیدگی های که در روابط هیات مدیره ی باشگاه وجود دارد اگر می ماندم باید حمید استیلی را سرمربی می کردم که در این صورت صقوط ما به دسته ی اول قطعی بود. او گفته است من که از باشگاه بیرون بروم شرایط برای برگرداندن افشین قطبی مهیا می شود. او هر چند که مشکلات مالی و امکانات ناکافی را در مصاحبه های رسمی اش علت استعفای خود اعلام می کند اما مهمترین عامل جدایی او از پرسپولیس که با هماهنگی برخی از اعضای هیات مدیره و سعیدلو صورت گرفته بازگشت افشین قطبی است.البته حتما استیلی و تیمش هم بیکار نخواهند نشست. همچنین گفته می شود  در پي كناره‌گيري حبيب كاشاني از سمت مديرعاملي باشگاه پرسپوليس، "مجيد فرخ‌زادي" اصلي‌ترين نامزد احراز اين پست است.

مصاحبه ی کاشانی را اینجا بخوانید !

پیوست بی ربط : نخست وزير انگليس: دارايي‌هاي بانك ملي ايران را مسدود مي‌كنيم

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:16 |
حق استقلال بود اما حق قلعه نویی نبود که قهرمان شود. با اینهمه به طرفداران استقلال تبریک می گویم که توانستند با سه گل پگاه گیلان را ببرند و قهرمان جام حذفی شوند. دوست ما الان حرف خوبی زد ! او گفت که اتفاق مهمی نیفتاده تیم سیزدهم جدول لیگ برتر تیم پانزدهم را برده است. این که شوخی است ولی استقلال باید حواسش جمع باشد مثل پارسال برای ارسال اسامی به کنفدراسیون فوتبال آسیا تاخیر نکنند تا آن گاف بزرگ تکرار شود. در ضمن علیرضا منصوریان هم که در این بازی خداحافظی کرد بازیکن بسیار دوستداشتنی و متینی بود. 
+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 19:43 |
پوکه های گلوله های توپ
 گلدان شده اند
کلاه های آهنی سربازان
گل داده اند
و من هر شب
 خواب جنگ می بینم

شعرهای سعید بیابانکی را اینجا بخوانید . 

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 17:49 |
دولت به زودی فرمان عقب گرد به سود بانکی دوازده درصد را صادر می کند. ( خبر فارس را اینجا بخوانید ) . چقدر جار و جنجال و سر و صدا شد که در ابتدای سال دولت سود بانکی را کاهش ندهد و همانند پارسال بماند. اما دولت زیر بار نرفت و تا ۱۰ درصد سود را کاهش داد. حالا می خواهد فرمان عقب گرد بدهد. دولت نهم یکبار ساعت کاری بانک ها را تغییر داد بعد عقب گرد کرد. ساعت رسمی کشور را تغییر نداد بعد عقب گرد کرد. شوراهای عالی را منحل کرد بعد عقب گرد کرد. وام مسکن را از ۱۸ به ۲۵ میلیون تومان افزایش داد بعد عقب گرد کرد. ۳ میلیون تومان وام برای ودیعه ی مستاجران تصویب کرد بعد عقب گرد کرد. چهار پنج وزیر را به مجلس برد و برایشان رای اعتماد گرفت و بعد عقب گرد کرد و برکنارشان کرد. قضیه به اینجا ختم نمی شود و دامنه ی این عقب گردها در سطوح مدیران میانی بسیار وسیع تر است. برای مثال فقط کافی است پرونده ی جابه جایی مدیران سازمان حفاظت محیط زیست را بررسی کنید تا به عمق این عقب گرد ها پی ببرید.

واقعا این فرمان های عقب گرد چه هزینه هایی را بر دوش ملت می گذارد؟

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 15:7 |
همین حالا مطلع شدم که آقای شاهرودی رییس قوه ی قضاییه با به تعویق افتادن یکماهه ی اجرای حکم بهنود شجاعی و محمد فدایی موافقت کرده است!
+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 19:48 |
دیروز روز عجیبی بود. صبح برای طلاق یکی از عزیزانم تا ظهر را در دادگاه خانواده گذراندم و شب هم از ساعت ۱۰ تا ۲:۳۰  با آقای مجابی در خدمت خانواده ی آقای نصرالهی پدر مرحوم احسان بودیم تا شاید بتوانیم آنها را راضی به رضایت کنیم.  روحانی بسیار محترم حاج نصر بروجردی و برادر بسیار محترمش حاج عباس بروجردی نیز که دایی های مرحوم احسان بودند حضور داشتند که در تلطیف کردن فضا بسیار نقش داشتند.این خانواده ی داغدار و محترم در دایره ی احساسی عجیبی هستند. آقای مجابی هر چه در توان داشت در طبق اخلاص گذاشت و گفت. خانواده ی نصرالهی هم هر آنچه در دلشان می گذشت را بازگو کردند. حق داشتند . فرزندشان را سه سال است که از دست داده اند.

ساعت ۴ صبح فردا قرار است بهنود شجاعی پای چوبه ی اعدام برود و تا حالا که من این پست را می نویسم هنوز درست مشخص نیست که خانواده ی مرحوم احسان رضایت می دهند یا نه ! دیشب هنگام خداحافظی از آنها احساس کردم که این خانواده ی بزرگوار توانایی غلبه بر احساساتشان را دارند و می توانند با نظر بلندی که دارند کار بزرگی انجام دهند.

نمیدانم چرا همه ی مدت به یاد محمد لطیف بودم.

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 19:27 |
با وجود اینکه استقلالی نیستم اما دوست دارم این تیم قهرمان جام حذفی شود. امروز یک بر صفر به پگاه گیلان باخت و بازی برگشت در تهران برندهی نهایی و قهرمان جام را مشخص می کند.
+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 19:48 |
چند روز پيش خبري در خبرگزاري فارس خواندم كه به نقل از ستاد فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران، اعلام كرده بود : با تلاش مأموران نيروي انتظامي استان تهران، يكهزار و 534 نفر از توزيع‌كنندگان محصولات غيرفرهنگي در استان تهران شناسايي و دستگير شدند. همچنين شش هزار و 414 نفر از متخلفاني كه با رفتارهاي ناشايست خود براي نواميس مردم ايجاد مزاحمت و سلب امنيت مي‌كردند با توجه به اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در اين استان بازداشت شدند.
ازمجموع اين بازداشت شدگان پنج هزار و 492 نفر با اخذ تعهد كتبي آزاد شدند و پرونده 924 نفر ديگر از آنان به مراجع قضايي تحويل شد.
درهمين مدت يكهزار و 608 نفر از بانوان بدحجاب در اين استان كه با پوشش نامناسب خود عفت عمومي جامعه را جريحه‌دار مي‌كردند بازداشت شده كه از اين تعداد 954 نفر با اخذ تعهد كتبي آزاد و پرونده 114نفر نيز به مراجع قضايي ارجاع شد.
83 نفر نيز دراين مدت به اتهام برپايي مجلس‌هاي لهو و لعب دراين استان دستگير شدند كه 36 نفر آنان با اخذ تعهد كتبي آزاد و بقيه به مراجع قضايي تحويل شدند و دراين ارتباط يك واحد تالارپذيرايي متخلف نيز پلمپ شد.

اما نكته اي كه نظرم را جلب كرد اين بود كه در پايان اين گزارش آمده بود كه  دراجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي همچنين 197 نفر از زنان خياباني و دايركنندگان مراكز و خانه‌هاي فساد در اين استان دستگير و با تشكيل پرونده تحويل مراجع قضايي شدند.

با خودم فكر كردم كه تمام دستگير شدگان فوق به غير از مورد آخر (زنان خياباني) بعد از آزادي اگر بخواهند مي توانند روش زندگي شان را تغيير دهند و يا پوششان را پوشيده تر كنند اما زنان خياباني چكار مي توانند بكنند؟ خياباني شدن آخرين راهي است كه يك زن بي سرپرست براي گذران عمر و امرار معاش به ذهنش خطور مي كندو همين آخرين راه ، مشكل ماجراست. آيا دستگير كنندگان آنها راه ديگري جلوي پايشان مي گذارند. آيا به آنها شغل مي دهند يا مقرري حداقلي برايشان برقرار مي كنند؟ آيا آنها را به راه راست هدايت مي كنند و آنها هم هدايت مي شوند؟ فكر نمي كنم !

پس مي ماند چند راه ديگر: يا اعدامشان كنند يا حبس ابد به آنها بدهند و يا اينكه تبعيدشان كنند به جزاير بي جمعيت . اما آيا اين كارها عملي است. هرگز !

در نهايت مجبورند و بايد آزادشان كنند و آنها بعد از آزادي باز در آخرين راهي كه به ذهنشان مي رسد گام برمي دارند.

از اين گذشته شما فرض كنيد كه اين زن هاي خياباني به گونه اي (كه البته به ذهن ما خطور نمي كند) شرشان از سر جامعه كم شود. اما شما خودتان كه ديده ايد هر گاه يك زن خياباني كنار خيابان مي ايستد اگر خيلي از گاري افتاده نباشد چه حجمي از ماشين ها براي سوار كردنش ترمز مي كنند. اين يعني تقاضا بيش از عرضه ! اين مردهاي ماشين سوار كه اكثرا دستگير هم نمي شوند و اگر هم بشوند موضوعي هشت الهفت تر از دستگيري زنان خياباني اتفاق مي افتد همه سرخورده و تشنه ي ارتباطاتي رويايي هستند كه هرگز به آن نمي رسند.

دستگير كنندگان زن هاي خياباني و فرمانده های فکری و تصمیم گیر کشور با اين روياهاي دست نيافتني چه مي كنند؟

خبر فارس را اينجا ببينيد !
 

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 17:11 |
دیشب داشتم فوتبال جام ملت های اروپا را نگاه می کردم که ناگهان حواسم به حرف های جواد خیابانی جلب شد. او می گفت این مربی آلمانی دهمین مربی تیم ملی فوتبال آلمان است.آنها طی صد سال گذشته فقط ده مربی داشته اند.دیگر نشنیدم که چه گفت فقط تعداد مربی های تیم ملی خودمان را در چند سال گذشته در ذهنم مرور کردم دیدم ما چقدر از آلمان بیشتریم. ابراهیمی و جلالی و ویرا و پورحیدری و ذوالفقار نسب و پروین و ایویچ و بلاژه ویچ و برانکو و قلعه نویی و دایی و ... همینطور به یاد بیاوریم حتما به عدد صد می رسیم.
+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 13:45 |
کاری که از دولت هویدا تا امروز همواره همه ی دولت ها را با چالش های دلهره آور روبرو می کرد ، احمدی نژاد با آرامش انجام داد.پیش بردن بنزین به سمت قیمت های واقعی انصافا شجاعت می خواست که احمدی نژاد و دولتش اهل این شجاعت بودند.من نمی خواهم با نگاه دایی جان ناپلئونی بگویم این یک کار از پیش برنامه ریزی شده بود که از پیش تعیین شده بود و دولت مجبور بود آنرا انجام دهد. واقعا خیلی از دولت ها باید و مجبور بودند که این کار را انجام دهند اما شجاعت پرداخت هزینه ی تبعات آنرا نداشتند. البته حالا هم این کار برای دولت نهم گران تمام می شود. خیلی هم گران ! اما مهم این است که انجام شد و حالا دیگر رانندگان اتومبیل ها هنگام روشن و خاموش کردن ماشین هایشان به بنزین هم فکر می کنند. حالا دیگر توده های مردم دولت احمدی نژاد را مثل گذشته نگاه نمی کنند و بلایایی که در کمین اقتصاد ایران نشسته است باعث می شود تا احمدی نژاد محبوبیتش را از دست بدهد تا جایی که دیگر بعید است او در دوره ی بعد به راحتی رای بیاورد. اما ما منتقدان او با ید بدانیم که اگر احمدی نژاد رای نیاورد به علت این نیست که منتقدان و مخالفان کارشان را درست انجام دادند بلکه به علت این است که احمدی نژاد در یک مقطع حساس کارش را درست و شجاعانه انجام داد و همان باعث رویگردانی توده ها از او شد.

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 14:14 |
تا به حال به مفهوم مردم فکر کرده اید؟ آیا شده است که وقتی می گویید مردم ! منظورتان خودتان باشد؟ البته شاید وقتی که صفتی به مردم داده شود که خیلی مثبت و گنده و اغراق آمیز باشد ما خودمان را جزیی از مردم به حساب آوریم اما همین که گفته شود مثلا مردم مثل گاو رانندگی می کنند فورا ما از دایره ی مردم خارج می شویم و می شویم خودمان. من فکر می کنم که مردم یک مفهوم بی وجود و یک کلمه ی ابزاری است که در دست هر قشری یک معنی کاملا متفاوت دارد.مثلا شعرا و ادیبان از مردم برای ردیف و قافیه استفاده می کنند و سیاستمداران و رستوران دارها برای عوامفریبی. پزشکان مردم را در قالب بیماری های اپیدمی و بیماری های نادر تعریف می کنند و جامعه شناسان و روانشناسان در جایگاه موش آزمایشگاهی می بینند. یکبار خاطرم هست که کیهان نوشته بود : در این اجتماع ، عده ای که قیافه شان هیچ شباهتی به مردم نداشت با شعارهای ... سعی در به هم زدن مراسم را داشتند.

خلاصه اینکه مردم ، ما نیستیم . دیگرانند . ما برای آنها مردمیم و آنها برای ما و هیچکس برای خودش مردم نیست. حالا معنی این جمله ی احمدی نژاد چه می شود که می گوید آمده است در میان مردم عدالت ایجاد کند؟

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 13:53 |
علی لاریجانی با ۱۶۱ رای در برابر حداد عادل با ۵۰ رای رییس مجلس شد. این چرخش در میان اصولگرایان پیام بسیار عمیق و درخوری دارد. آمدن لاریجانی و رفتن حداد نشان می دهد که اصولگرایان در میان خود قهرمان ندارند و اگر کسی سودای قهرمان شدن به سرش بزند زیر پایش را خالی می کنند. درست همانطور که زیر پای حداد را خالی کردند.

جابجایی لاریجانی و حداد بیش از هرکس دیگر برای احمدی نژاد حاوی پیام است. اصولگرایان هیچ قهرمانی را در بین خود تحمل نمی کنند و این بر احمدی نژاد است که بداند در صورت کوتاه نیامدن و پیمودن همین راهی که پیموده است چه بر سرش خواهد آمد.

البته تحلیل دیگری هم هست که اصولگرایان به این دلیل لاریجانی را روی صندلی حداد نشاندند که او وارد انتخابات دور دهم ریاست جمهور نشود و حداد عادل یک تنه به رویارویی با احمدی نژاد بپردازد. این تحلیل به هیچ وجه نمی تواند درست باشد. امکان این اتفاق هست اما احتمال اینکه طی یک برنامه ریزی درون گروهی چنین برنامه ریزی رخ داده باشد وجود ندارد. چرا که اگر چنین بود حداد اصلا لزومی نداشت خود را کاندیدای ریاست مجلسی کند که بازنده بودنش از ابتدا پشت درهای بسته رقم خورده بود. رای نیاوردن در چنین رقابتی اعتبار حداد را خدشه دار می کند و این چیزی نیست که حداد متوجه آن نباشد.

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 19:26 |
دیشب در تلویزیون یک گفت و گوی عجیب در باره ی طرح امنیت اجتماعی انجام شد که یکی از گفت و گو شوندگان ناگهان برگشت و به سردار گفت : ببینید ! کسی که آرایش غلیظ می کند و به خیابان می آید علت دارد. کسی بی علت این کار را نمی کند. در جامعه ی مرد سالار ما که زن ها نمی توانند اعتراض خود را از مجراهای طبیعی خودش بروز دهند به وسیله ی آرایش های اغراق آمیز این کار را می کنند. بعد هم خطری که وجود دارد انگ زدن است. وقتی که در جامعه به کسی انگ بخورد هزینه های سنگینی به اجتماع تحمیل می شود. او خطاب به سردار گفت شما وقتی که یک دختری را که از سر اعتراض آرایش کرده و بیرون آمده را دستگیر می کنید به او انگ زده اید و این هزینه های سنگینی دارد.

سردار هم پاسخ داد که البته ما فقط نیم درصد از کسانی را که دستگیر می کنیم به دستگاه قضایی معرفی می کنیم و بقیه را در مراحل اولیه با گرفتن تعهد و برخورد با شیوه های علمی آزاد می کنیم و ...

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 18:33 |
نگاه کن !

من از نگاه تو

نگاه دیگری ندیده ام

سکوت کن !

من از صدای تو

صدای دیگری شنیده ام

+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 17:11 |