«هيرويوكي كانه دا» دبير سوم سفارت ژاپن در تهران در بازديد از خبرگزاري فارس نظرسنجيهاي خبرگزاري فارس را معتبر و مورد استناد دانست.
وي كه خودش را طرفدار احمدينژاد ميداند، بر اين اعتقاد است كه احمدينژاد تحولي را در نظام ايجاد كرده است و از جمله نمونههاي اين تحول را تغييرات صورت گرفته در دولت نهم به ويژه تغيير «خاموشي» رئيس اتاق بازرگاني بعد از 27 سال عنوان كرد.
دبير سوم سفارت ژاپن در اظهارنظري ديگر عنوان كرد عليرغم اخبار منتشر شده از سوي روزنامههاي اصلاح طلب مبني بر كاهش محبوبيت احمدينژاد در بين مردم، ولي محبوبيت رئيس جمهور ايران كم نشده است.
دبير سوم سفارت ژاپن در تهران در بخش ديگري از اين گفتگو به پيش بينيهاي اين سفارتخانه در خصوص رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني در دوره نهم اشاره كرد و در ارزيابي از انتخابات دور آتي رياست جمهوري، خاطرنشان كرد: به اعتقاد من آقاي احمدينژاد دوباره انتخاب ميشود.
وي با اذعان به تعجب سفارت ژاپن در تهران نسبت به استعفاي «وزيري هامانه» وزير نفت، خاطرنشان كرد: پيش بيني نميكرديم ايشان استعفا بدهد.
كانه دا در ارزيابي از استعفاي وزير نفت، دليل آن را مقابله با نفوذ بالاي برخي چهره هاي سياسي خارج دولت در وزارت نفت و تغيير وزيري هامانه را باعث تشديد اختلاف ميان احمدينژاد و مخالفانش برشمرد.
وي در اظهارنظري شخصي همچنين نسبت به كنارهگيري ژاپن از ميدان نفتي آزادگان ابراز تاسف كرد.
۱-احمدی نژاد با وعده ی راحتی معاش و بهبود اقتصاد سر کار آمد که امروز می بینید این وعده سر و ته شده و عرصه بر مردم تنگ تر شده
۲-احمدی نژاد با تمسخر و لبخند به آقای حیدری (مجری شبکه ی دوم سیما) در زمان تبلیغات انتخاباتی گفت: آقای حیدری این حرف ها یعنی چی؟ مگه مشکل ما شلوار کوتاه و یک ذره موی بیرون خانم هاست؟ما اصلا به این کار ها چکار داریم ؟ جوانان تاج سر ما هستند و....
که دیدیم چطور کاری نداشتند و دائم با مشت هی بر روی تاج سرشان می کوبند؟؟؟!!!
۳-اخراج و خانه نشین و یا منزوی کردن تعداد زیادی از نیروهای اجرایی دولت های قبل و سر شاخ شدن با یک سری از مدیران میانی که هر چه با شد برای خودشان کسی هستند.
۴-انفجار قیمت مسکن
۵-سهمیه بندی بنزین که البته هر چند نمی تواند زیاد به دولت احمدی نژاد مرتبط باشد اما تمام و کمال به نام احمدی نژاد زده شده است.
۶-سفرهای متعدد استانی و افزایش انتظارات عمومی و برآورده نشدن آن ها.
۷-حذف شعارهای اصلی احمدی نژاد مانند "می شود و ما می توانیم "از سخرانی ها و گفت و گوهایش
۸-تنگ شدن دایره ی خودی ها و عدم ارتباط با روشنفکران و نویسندگان و ....
۹-اختلافات داخلی و متزلزل بودن دولت تاجایی که تا کنون ۵ وزیر را تغییر داده و ۳ تا ۴ وزیر دیگر هم وضعیت با ثباتی ندارند. درون سازمان و وزارت خانه ها هم وضعیت آشفته ای حاکم است .به عنوان مثال در سازمان محیط زیست خانم جوادی حسابی تعادلش را از دست داده و شوهرش بازداشت شد. چهار معاونش را هم دائما عوض می کند و به هیچکدامشان اعتماد ندارد و...
۱۰-احمدی نژاد و اطرافیانش طرفداران خود را به شکل ناشیانه ای از خود رنجانده اند تا جایی که بسیاری از آن ها مانند افروغ اکنون به صف مخالفان سر سخت او پیوسته اند.
اما سوال اساسی اینجاست که آیا مواردی که بر شمردم برای رای نیاوردن یک رییس جمهور آن هم از جنس احمدی نژاد کافی است؟
برما گذشته نيــك و بـــد امـا تو روزگـــــــار
فكري به حال خويش كن اين روزگار نيست
البته به نظر مي رسد كه مسعود خان فيلم رييس را فقط براي اين ساخته كه مهناز افشار را در كنار پسرش قرار دهد. كيميايي بنده ي خدا بد جوري در نوستالژياي گوگوش گير كرده و سعي مي كند آن را در يك حجاب هنرمندانه پنهان كند.
با اين همه من فكر مي كنم كه كيميايي بالاخره به همين زودي ها بهترين فيلمش را خواهد ساخت و همگان را متعجب خواهد كرد. نمي دانم ! اين فقط احساس منه!
در هنگام تحقيق چند بار به مواردي بر خوردم كه متحير شدم. اولش فكر مي كردم دروغي بيش نيست۱ اما كمي كه پيش رفتم ديدم عين عين واقعيت است. در اتاق هاي چت حتي زن هاي شوهر دار هم پيدا مي شوند كه دنبال ارضاي نيازهاي درون رويا هايشان مي گردند. علت حضور اين دسته از افراد از چند حالت خارج نيست :يا اينكه قصد دارند پس از برقراري رابطه دست به كلاشي بزنند و با ادعاي اين كه شوهرشان از ارتباط آن ها با خبر شده بدبختي را كه به دام انداخته اند سر كيسه كنند. حالت بعدي اين است كه آن ها واقعا دنبال برقراري رابطه هستند. و حالت سوم هم اين است كه بنا به دلايل نا معلومي دروغ مي گويند و مي خواهند سر كار بگذارند.
اما تعجب اينجاست كه عده اي به محض آشنايي شماره تماس مي دهند و سريعا با زدن حرف هاي تحريك كننده قصد جذب دائمي و برقراري ارتباط مي كنند. من چند مورد از آن ها را كه آزمودم ديدم كه قضيه كاملا جدي است و فكر مي كنم مسوولان و كارشناسان اجتماعي و فرهنگي بايد با اختصاص وقت و هزينه هاي كافي اين بخش از چت كنندگان را زير ذره بين ببرند و مورد تحقيق جدي قرار دهند.
پیش از این مطلبی درباره ی رابطه ی سکس و حکومت نوشته بودم که امیدوارم بتوانم چند قسمت دیگر به این بحث بپردازم.
روستا كوچك است و خيلي زود خبر آمدن ما تعدادي غريبه در آن ميپيچد. موتورسواري ما را پيدا ميكند و ميگويد :«دنبال سنگساريد. من حرفهاي زيادي دارم.» موتورسوار كه پسر سه، چهار سالهاش روي زينش نشسته ميگويد:«4، 5 تا ماشين طرفهاي ظهر آمدند. حدود 18 نفر سرباز و 10 نفر درجهدار و مابقي لباس شخصي بودند. من بيست متري با آنجا فاصله داشتم....»
موتور سوار ميگويد :«ماموري آمد از من كلنگ خواست من آنقدر سوال پيچش كردم كه بالاخره گفت کلنگ را براي چي ميخواهد. من هم كلنگم را ندادم. اين كار براي روستا ما خيلي بد تمام شد. كسي را كه ميخواستند سنگسار كنند انگار با یک ماشین اتاقکدار آورده بودند تا چاله را بكنند ماشين هي ميچرخيد. سرش را نديدم. مامورها دورش حلقه زده بودند. سربازها سنگ ميزدند و ميرفتند كنار. دلشان نميآمد بزنند. راننده همان ماشینه که مرد را آورده بود هم خيلي ناراحت بود. سربازها هي وسط سنگسار ميرفتند با پوشك بچه خونهاي سرش را پاك ميكردند. تا ساعت 5/2 کار طول کشید. اما از دهات ما كسي نرفته بود دلشان نميآمد. بعد از قزوين آمدند با هم درگير شدند كه چرا اين كار را كردند. چند تا زن چادري هم بين آنها كه سنگ ميزند بودند.
انگار همان فاميلهاي شاكيها بودند. از يك روستاي ديگه آمده بودند. بعضيها هم ميگويند جنازهاش را انداختند پشت ماشين و بردند. يكي از پسرهاي محل كه خيلي شيطونه آن روز توانسته بود ماجرا را از نزديك ببيند. دو سه روز بيمارستان خوابيد از بس حالش بد شده بود.»
تپههاي اطراف پر از چالههایی است كه براي دليلي روستايي كه نميدانيم چيست كنده شدهاند. مكرمه زن متهميکه همراه جعفر سالهاست حکم سنگسار دارد هنوز در زندان است. مردم تاکستان ميگویند حکم او را به خاطر هفته زن عقب انداختهاند. حالا که جعفر سنگسار شده، مکرمه، دو زن در زندان اوین تهران، دو زن در زندان سپیدار اهواز، یک زن در زندان تبریز، یکی در زندان ورامین و یکی در زندان ارومیه* ميدانند و ما ميدانیم که حرف کاووس اشتباه بود سنگسار دروغ نیست.


