|
اين نکته که تاثير جام جهانی از فوتبال فراتر می رود، برای آلمانها در يک روز بارانی تابستان سال ۱۹۵۴ در استاديوم وانکدورف در شهر برن سوئيس روشن شد.
تيم آلمان غربی که درباره اش سرو صدای چندانی نشده بود و بار اولی بود که به اين تورنمنت آمده بود با شکست دادن مجارستان شکست ناپذير و بردن جام ، بزرگترين هيجان دوران بعد از جنگ تا آن زمان را پديد آورد.
اين پيروزی نه فقط در آلمان غربی که در آلمان شرقی نيز به شور و شعفی بی سابقه انجاميد. ميليونها تن به خيابانها ريختند تا اين دستاورد "مثبت" آلمان را جشن بگيرند.
روح اين شور و هيجان در شعار "ما بازهم کسی شده ايم" خلاصه می شد. اين پيروزی انگيزه روانی عظيمی به آلمان غربی بخشيد.
تلويزيون ناياب می شود
موفقيت تيم آلمان غربی نقش ترديد ناپذيری در رشد اقتصادی آلمان که تازه حرکت بسوی دگرگونی را آغاز کرده بود؛ بازی کرد.
پيروزی تاثيری روانی در آلمان پس از جنگ داشت .
اين موفقيت، بخصوص نقش موثری در رشد صنعت رسانه های آلمان بازی کرد. در اروپا اين نخستين تورنمنتی بود که بطور زنده از تلويزيون پخش می شد.
در آغاز بازيها تعداد کمی از آلمانها تلويزيون داشتند اما در پايان مسابقات محصولات کارخانجات و موجودی بازار تمام شده بود.
در آغاز سال ۱۹۵۴ يازده هزار خانواده آلمانی دارای تلويزيون بودند اما در پايان آن سال اين تعداد به ۸۴ هزار خانوار رسيد.
سازندگان تلويزيون به سرعت روی ارتباط ميان فوتبال و تلويزيون سرمايه گذاری کردند و طی مراسمی که برای آن تبليغات زيادی شده بود؛ به هر يک از بازيکنان تيم آلمان يک دستگاه تلويزيون اهدا کردند.
ديگر صاحبان صنايع نيز نسبت به امتياز تجاری نزديکی با فوتبال هشيار شدند و تبليغات عظيمی را درباره تيم فوتبال آلمان به راه انداختند.
آديداس به راه می افتد
در مراحل مختلف بازگشت بازيکنان به آلمان به آنها هدايای چشمگير می دادند. بعد از تلويزيون نويت به راديو، ماشين لباسشويی، يخچال و چرخ خياطی رسيد. اين آخری را به "همسران باوفا"ی بازيکنان هديه دادند.خود بازيکنان از ميان اين هدايا به موتورسيکلتی که به آنها داده شده بود علاقه بيشتری داشتند.
در آن زمان هنور اتومبيل خيلی گران بود اما موتورسيکلت خيلی رواج داشت. در فاصله سالهای ۱۹۵۱ و ۱۹۵۵ شصت هزار موتورسيکلت توزيع شده بود.
بهترين نمونه اين استفاده ابزاری تجاری از پيروزی در جام جهانی، در داخل خود تيم آلمان اتفاق افتاد.
"آدی" داسلر، صاحب کارخانه ای که کفش توليد می کرد؛ پای ثابت رختکن تيم آلمان بود. اختراع او که عبارت از تخت کفش با گلميخ قابل تغويض بود؛ در پيروزی نهايی نقشی داشت که البته برزبان نيامده بود.
در فاصله چند روز بعد از اين پيروزی، شرکت داسلر، توليدکننده کفش آديداس تبليغ درباره "کفش برنده جام جهانی" را در مجلات ورزشی آلمان آغاز کرد.
اظهارنظرهای بحث انگيز
درست همانطور که فرانتس بکن بائر و شرکا از اهميت يک تورنمنت موفق در سال ۲۰۰۶ آگاهی دارند، در سال ۱۹۵۴ نيز سياستمداران و مفسران ورزشی در مورد تاثير منفی اغراق در افکار عمومی نگران بودند.
خواندن بند ممنوعه ابتدای سرود ملی آلمان توسط برخی تماشاگران بلافاصله پس از به صدا درآمدن سوت پايان بازی فينال؛ بعلاوه ادعای مدير انجمن فوتبال آلمان که گفته بود خدايان در کنار بازيکنان آلمانی گام زده بودند در ميان بخشی از مطبوعات خارجی عکس العمل منفی ايجاد کرد.
در انگلستان روزنامه ديلی ميرور نوشت: "هيچ چيز جلودار اين آدمهای غيرقابل دوست داشتن نيست." و در فرانسه روزنامه لوموند گزارش خود درباره موفقيت آلمانها را با عنوان آلمانی "آختونگ" يا هشدار آغاز کرد.
نويسنده اين روزنامه به خوانندگانش يادآوری کرد که در حاليکه بردن يک بازی به خودی خود اشکالی ندارد و کاری معصومانه است "اما بايد به يادداشت که از دل جمهوری معصومانه وايمار بود که هيتلر به وجود آمد."
معجزه برن
اين تبايغات منفی باعث شد که برخی مفسران آلمانی - که هميشه در بهترين شرايط هم مشغول اندوهگساری بودند - بنويسند که در واقع تيم آلمان برنده جام جهانی سال ۱۹۵۴ نشده بود!
اما اين نظر اقليت بود و هنگاهی که جنجال زياده روی در شادی فروکش کرد، منفعت اين پيروزی برای آلمان غربی روشن شد.
برخی از مورخان اين پيروزی در فوتبال را نقطه آغاز تولد حکومت آلمان غربی می دانند.
تيم آلمان متحد این روز ها به ميدان آمده و هر قدر هم که بازيهای امسال خوب پيش برود، در داخل آلمان به جا گذاشتن تاثيری مانند آنچه امروز "معجرۀ برن" ناميده می شود بسيار دشوار خواهد بود.
|