قیمت زمین و مسکن به شکل دیوانه کننده ای بی حساب و کتاب در حال افزایش است ! برنج وحشتناک گران شده. می گویند صدها میلیارد تومان در بازار تهران احتکار کرده اند. البته وزیر بازرگانی می گویددر گرانی ها دست هیچ مافیایی در کار نیست. پس نتیجه می گیریم که محتکران مافیایی عمل نمی کنند. افزایش مواد خوراکی مردم را به وحشت انداخته و ریخته اند برنج و ماکارانی و روغن می خرند! برنج دودی از حدود ۲۳۰۰ تومان به ۷ هزار تومان رسیده و برنج های معمولی هم حدود ۵ هزار تومان در هر کیلو فروخته می شود. من نمی دانم دولت با این نابسامانی ها چکار می خواهد بکند؟ آیا عده ای می خواهند با این کارها دولت احمدی نژاد را زمین بزنند؟ یا هوا کنند؟ نگرانی بسیار جدی در مورد ارزاق عمومی در میان مردم موج می زند.
پیوست بی ربط : خالق مجسمه ی فردوسی و طراح صورت بوعلی سینا کیست؟
تا اینجای کار خدا پدر و مادر رییس جمهور ساده زیستمان را بیامرزد که چنین الگویی را به مردم ارایه می دهد. اما آیا ازدواج پسر رییس جمهور یک کشور ۷۰ میلیونی که میلیون ها معضل و خطر آنرا تهدید می کند فقط با یک حرکت تبلیغاتی از این دست می تواند امر پسندیده ای باشد؟ آیا احمدی نژاد نمی توانست به شیوه ای دیگر ساده زیستی را به مردم نمایش دهد؟ آیا او نمی توانست اگر قرار بر درز کردن خبر مراسم عروسی فرزندش بود به گونه ای دیگر از این فرصت استفاده کند؟
آیا دعوت از مقامات و رهبر انقلاب و اشخاص دیگری که نقش آفرین هستند در این مراسم نمی توانست یک فضای مطلوب و دلگرم کننده را برای مردم ایجاد کند؟ وقت رییس جمهور متعلق به مردمی است که چشم به او دوخته اند. آنوقت هدر دادن این وقت در یک جلسه ی کوچک و بی اهمیت آیا می تواند نمادی از ساده زیستی باشد؟ این همه عکس و خبر در فضاهای مجازی و غیر مجازی منتشر شد تا ثابت کند که رییس جمهور و خانواده اش ساده زیستند.آیا رییس جمهور باید از این فرصت ها فقط برای تبلیغ خودش و خانواده اش استفاده کند و تنها خود را قهرمان جلوه دهد؟ شما تصور کنید اگر عکس های مراسم منتشر می شد و افرادی که شائبه ی مشکلاتشان با رییس جمهور گوش دنیا را کر کرده است در این مراسم دیده می شدند آیا این اتفاق نمی توانست التهاب اخبار متشنجی که درباره ی اختلافات احمدی نژاد با افراد ذی نفوذ هر روز از گوشه و کنار درز می کند را کمی از بین ببرد. به راستی رییس جمهور ایران وقتی که برای خود این افق نا امید کننده را دارد برای ملت ایران چه افقی را در ذهن ترسیم می کند؟
پیوست مرتبط : فرزند احمدینژاد: پدرم اشتباهی رئیس جمهور شد!
ایضا : تراكت تبليغاتي رجايي براي انتخابات رياست جمهوري
پیوست بی ربط : درياچه اروميه مرگ را به انتظار نشسته است
دعا کنید که نشود
امروز ظهر که از خانه بیرون آمدم گفتم در سطح شهر کمی دور بزنم ببینم دور دوم انتخابات چه خبر است؟ خبری نبود. امیدوارم تا شب خبری بشود و لا اقل از این ۸۶ صندلی باقی مانده چند تایی به اصلاح طلبان برسد.
پیوست بی ربط : الان همسرم برایم شعری خواند که یک نوجوان گنبدی سروده و ضمیمه ی دوچرخه آنرا چاپ کرده است :
شب را دگر توان ماندن نیست
از روز من چرا سفر کردی؟
در لحظه ی طلوع چشمانم
گویم چرا زمن سفر کردی
در مرگ لحظه های من گویی
خورشید من، مرا زخاطر برد
قلب مرا به خواب شب گم کرد
بر راز دیدگان من پی برد
در چشم بی نهایتم مردی
در اشک خود ستاره را گم کرد
در شیشه ی نگاه خود غم را
ارزانی نگاه مردم کرد
مردی که از دیار فردا بود
در لحظه ای دوباره را گم کرد
مهزاد محمدی
پیوست بی ربط : سرعت عمل خود را آزمایش کنید
روز دوشنبه ۲/۲/۸۷ از ساعت ۳ بعداظهر تا شش هم اندیشی وبلاگ نویسان زیست محیطی برگزار می شود. این همایش با تلاش و پیگیری های سید محمد مجابی برگزار می شود. من از تمامی وبلاگ نویسانی که به نوعی دغدغه های زیست محیطی دارند دعوت و خواهش می کنم که در این هم اندیشی شرکت کنند. راه افتادن اجتماعاتی از این دست که هیچ انگیزه ی سیاسی محرک آن نباشد پدیده ای ذی قیمت است که باید آن را پاس داریم. چرا که آنچه از ما برای آیندگان می ماند تنها همین محیط زیستی است که ناجوانمردانه به ویرانی آن کمر بسته شده است. شما تصور کنید صد سال دیگر هیچ یک از ما دیگر وجود نخواهیم داشت و تنها چیزی که می ماند همین زمین و رود و کوهی است که در اطراف ما وجود دارد. راست ها و چپ ها و میانه رو ها همه و همه خاک و خاکستر می شوند و می شویم . از اینها گذشته توان و تلاش ما برای حفظ و حراست از آنچه ماندگار است از یک سو و همچنین ویرانی هایی که از فعالیت های بی خردانه ی بشر امروز منبع و منشا قضاوت درباره ی ما خواهد بود.
سخنران افتتاحیه :سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار رییس مرکز صلح ومحیط زیست
زمان : دوم اردیبهشت سال۱۳۸۷ ساعت ۱۵ الی ۱۸
مکان :سالن همایش ستاد کارآفرینی شهر تهران
گفتم آهندلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
سعدیا دور نیکنامی رفت
نوبت عاشقی است یکچندی
احمدی نژاد آدم بدی نیست اصلا حتی آدم خوبی هم هست. او حامی مستضعفان است اما چه کند که در زمانی زمامدار مملکت شده است که دیگر حامیان مستضعفان جز ایجاد دردسر برای محرومان کار دیگری از دستشان بر نمی آید. جهان زیر سایه ی اقتصاد متعادل لیبرال ها روزگار خوشی را می گذراند و هر جا که تفکرات چپ های انقلابی حاکم می شود بحران از زمین و زمان آوار می شود. احمدی نژاد یک انقلابی تابع اصول و بنیاد گرا است. از آن دست انقلابی هایی که اگر ۵۰ سال پیش ظهور می کرد قبله ی توده های جهان می شد . شاید نه مثل ارنستو چه گورا اما لااقل می توانست همچون خودش محبوب محرومان جهان شود که دیر آمد و نشد !
مسکن همچنان روند صعودی دارد و قیمت مواد غذایی هم با شتاب عجیبی در حال افزایش است تا جایی که مثلا قیمت مرغ از ۲۱۰۰ و ۲۰۰ در اوایل سال به ۳۰۰۰ تومان رسیده است. دولت هم دائما مرغ کیلویی ۱۳۰۰ تومان منجمد وارد بازار می کند اما وضعیت بد و بدتر می شود.
پیوست مرتبط : نرخ تورم ايران اول در خاورميانه و پنجم در جهان

